|
|
|
|
|
بنگاههاي برتر جهاني شركت توشيبا (TOSHIBA)
نوشته مسعود بينش توشيبا، آنگونه كه از نامش نيز برمي آيد، شركتي است كه از ادغام دو شركت مكانيكي و برقي پديد آمده است. نابغه مكانيكي ژاپن، هيساشي تاناكا با بنيانگذاري شركت توليدكننده تجهيزات تلگراف در 132 سال پيش اين بنا را آغاز كرد و نابغه برقي ژاپن، ايشي سوكي فوجيوكا با بنيانگذاري شركت برق توكيو در 117 سال پيش، بنا را تكميل كرد و بدينسان در 1939 با ادغام اين دو شركت، شركت توشيبا متولد شد. سير اختراعات و مصنوعات مكانيكي و الكتريكي آن دو اعجوبه ژاپني، درقالب شركت جديد نيز ادامه يافت، با اين ويژگي كه عنصر الكترونيك نيز بدان افزوده شد و توشيبا با پانهادن در عرصه توليد محصولات مختلف ديجيتالي و الكترونيكي و رايانه اي، در كنار توليد لوازم خانگي و تجهيزات پزشكي و تراشه ها و نيمههاديها در صف مقدم شركتهاي برتر ژاپني و جهاني جاي گرفت. اما با داشتن چنين سابقه كهن و درخشان از لحاظ تاريخي و حركت مستمر در عرصه فناوريهاي نوين و اختراعات و ابداعات در عصر فناوري اطلاعات و ارتباطات، آتسوتوشي نيشيتا مديرعامل كنوني شركت، راه سختي را درپيش رو ميبيند. او اگر بخواهد توشيبا را درصدر صنايع الكترونيكي دنيا بنشاند، بايد غولهايي همچون زيمنس، سامسونگ، هيتاچي، ماتسوشيتا، سوني و LG را كنار بزند. تاريخچه حوزههاي فعاليت فناوريهاي DVD -4 لوازم خانگي: پلوپز با فشار خلاء، ماشين لباسشويي با مصرف كم انرژي، يخچال، تهويه مطبوع.
فلسفه مديريت توشيبا تحقيق و توسعه منابع انساني فروش بنيانگذاران مديرعامل منابع: |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 10:18 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
نوشته دکتر اکبر اعتباریان چكيده نظريه ها و الگوهاي سازمان و مديريت همچون بقيه رشته هاي دانش تحت تاثير پارادايمهاي علمي قرار دارند. دو پارادايم مهم يعني پارادايم نيوتني و پارادايم آشوب به طور جدي نظريه و الگوهاي سازماني را تحت تاثير خود قرار داده اند. در نظريه هاي ماشيني نظم، ثبات و پايداري و انعطاف ناپذيري جزء ويژگيهاي ذاتي سازمانها به حساب مي آيد. بنابر اين پس از تعريف ساختار، برنامه ها و تعيين رويه ها و روشها در سازمان، تغيير معنايي نخواهد داشت. در نظريه هاي ارگانيك، سازمان همچون ارگانيزم زنده، مريض و بيمار مي شود؛ بنابر اين براي بهبود آن بايد دست به تغيير زد. در اينجا تحت تاثير پارادايم نيوتني، تغييرات را مي توان مثل يك ماشين از قبل طرحريزي كرد، نتايج آن را پيش بيني نمود و بدون كم و كاست به اجرا گذاشت و در اين ميان نقش محوري و تعيين كننده بر عهده رهبري تغيير است. نظريه سيستم هاي پيچيده و آشوب، اساس پارادايم ديگري است كه حوزة مديريت را نيز همچون ديگر حوزه هاي علمي تحت تأثيراصول خود قرار داده است. نظريه پيچيدگي براي مديران اين پيام راداردكه دوران مديريت ازطريق اهداف سلسله مراتبي ياازطريق منطق از پيش تعيين شده و كنترل هاي دقيق، به سر آمده است. در شرايط آشوب و بي نظمي، سيستم ها دائما بين جاذبه هاي مختلف در نوسان هستند(تعادل پويا) و گاه تغييركوچكي باعث بروز تغييرات وسيع و ريشه اي در سيستم مي شود. براي مديريت تغيير در سيستمهاي پيچيده و آشوبناك، روشهاي سنتي ديگر پاسخگو نيست و مديران بايد منطق تغيير در اين سيستم ها را بياموزند. مقدمه پارادايم نيوتني -1 نظريه هاي ماشيني -2 نظريه هاي ارگانيك
مديران نوين،
پارادايم آشوب 1ـ اثرپروانه اي F(x)= (10000)100x 2ـ سازگاري پويا -3 خود ـ شباهتي مثال معروف آن، يك صفحة هولوگرام است كه توسط ليزر تصويري برآن ضبط شده باشد. اين صفحه داراي خاصيتي است كه درصورت جزء جزء شدن ، هرجزء آن تصويركامل را نشان مي دهد. همچنين يك قطعه آينه كه در صورت شكسته شدن، هرجزء آن آينه ديگري است. -4 جاذبه هاي عجيب مديريت درآشوب وپيچيدگي پنج ايده کليدي براي مديريت تغيير 2) فراگيري هنرمديريت و تغيير زمينهها: نقش اساسي مديران بر اساس منظر پيچيدگي و بينظمي، شكل دهي وايجاد زمينههايي است كه درآنها شكلهاي مناسب از طريق خودـ سازماندهي به وجود آيند. در موقعيتهايي كه الگوي«جاذبه مسلط»، وضعيت نامطلوبي راحاكم كرده است، بايد مرزهاي سيستم را به روي ناپايداري و بيثباتي بازكرد ياحتي خود اقدام به ايجاد بي ثباتي كرد؛ اين عمل مي تواند به ظهور يك الگوي رفتاري جديد كمك كند. براي شكستن قدرت« جاذبة بسته شده (مسلط)»، مديران بايد راههايي رابراي خلق زمينه هاي جديد پيدا كنند. براي مثال ذهن مشاوران و كارشناسان كليدي سازمان را با ناخوشايند جلوه دادن واقعيتهاي مالي، مطرح نمودن توان و قدرت حياتي نو آوري و خلاقيت ، روشن ساختن وضعيت رقبا و مشخصه هاي رقابتي در حال ظهور و مواردي از اين قبيل درگير كنند. ايجاد ائتلاف بين عناصر کليدي سازمان که قادر به تغيير وضعيت موجود هستند، راهبرد ديگري از اين نوع است. اين راهبردها ميتوانند سيستم بسته شده را دچار بي ثباتي و درنتيجه آن را مجبور به حركت به سوي نقاط بحراني كنند. در اين وضعيت اگر نيروهاي تغيير از انرژي كافي براي غلبه بر جاذبه مسلط برخوردار باشند، جاذبة مسلط کنار زده ميشود و جاذبة جديد جايگزين آن ميشود. همچنين با رفتن به سراغ عمليات نو و جديد، امکان شکل گيري «تغيير» و ظهور زمينه هاي جديد را مي توان ايجاد كرد. براي مثال با تغيير در الگوهاي پاداش، تغيير درترکيب کارکنان کليدي و پستهاي آنها، ايجاد بحرانهاي مالي ساختگي، تعديل نيروي انساني و رخدادهاي بسيارزياد ديگر مي توان سيستم را از قالب بسته خود به حرکت واداشت. البته بايد به اين نکته مهم توجه شود که در سيستمهاي پيچيده و غير خطي، مديران کنترلي بر تغيير نميتوانند داشته باشند. آنها نميتوانند شكل دقيق الگوي«جاذبه» جانشين را تعريف كنند؛ اما با تغيير در عناصركليدي «جاذبة مسلط» و با بازكردن مرزهاي سيستم موجود نسبت به اطلاعات و تجارب جديد، مي توانند زمينه ظهوربراي «جاذبة جانشين » رافراهم سازند. در واقع مديران به ايجاد شرايطي كمك مي كنند كه تحت آن، جاذبه جديد ظهور مي كند. تغيير 3) فراگيري چگونگي استفاده از تغييرات كوچك براي خلق اثرات بزرگ: يكي ديگرازآموزه هاي نظريه آشوب و پيچيدگي براي مديريت تغيير، توجه به « لبه هاي آشوب» است. در آنجا اگر تغييرات کوچک در زمان و مکان مناسب اعمال شوند، قادر به ايجاد تغييرات بزرگ هستند. سنگه(1382، ص 81)، اين حالت را قانون اهرم كاري مينامد. او معتقد است در حل مسائل بايداز جايي شروع كرد كه قانون اهرم كاري بيشترين اثر را دارد تا بتوان باحداقل سعي وتلاش به پيشرفت ونتيجه اي بزرگ دست يافت. تنها چالش پيش روي دست اندركاران تغيير اين است كه موضع مناسب براي اهرم راپيدا كنند والبته اين موضع براحتي مشخص نيست. مورگان (1997) درموردشناسايي نقاط اهرمي مينويسد: اگر مديران يادبگيرند پارادكسهاي آني را شناسايي كنند يا اگر لازم باشد، پارادكسهايي را ايجاد كنند كه موجب تنش بين وضعيت موجود و وضعيت مطلوب شوند؛ آنها قادر به شناسايي نقاط بااهميت اهرمي و استفاده ازآنها براي غلبه برنيروهاي حافظ وضعيت موجود خواهند بود. منابع -1 الواني، مهدي(1378). بازتاب جلوه هاي نظريه بي نظمي درمديريت. فصلنامه مطالعات مديريت. شماره21و22. بهاروتابستان78.تهران:دانشگاه علامه طباطبايي . پانويس _ اكبر اعتباريان: استاديار گروه مديريت دولتي دانشگاه آزاد اسلامي، واحد خوراسگان |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 10:14 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
چكيدهاين مقاله سه رويکرد غالب در مديريت استراتژيک – ديدگاه سازمان صنعتي، ديدگاه فرآيندي و ديدگاه مبتني بر منابع- که تاثير زيادي بر ادبيات اين حوزه داشته اند، معرفي مي کند. در ابتدا مفهوم استراتژي و نظريههاي اوليه استراتژي توضيح داده مي شود و در ادامه اين سه رويکرد مورد تحليل قرار مي گيرد. آنچه که در نهايت از اين مقاله نتيجه گيري مي توان کرد آن است که رويکردهاي سازمان صنعتي و مبتني بر منابع هر دو بر مزيت رقابتي تمرکز مي کنند ولي ديدگاه آنها در اين که مزيت رقابتي چيست و بر چه مبنايي استوار است تفاوت مي کند. در حالي که بهنظر مي رسد هر دو رويکرد سازمان صنعتي و مبتني بر منابع ديدگاهي «محتوا محور» در مديريت استراتژيک دارند و محتواي استراتژي مانند ويژگيهاي محصول، بازارها، رقبا، فعاليتهاي سازمان، منابع و ... را مورد توجه قرار مي دهند. رويکرد مبتني بر فرآيند در استراتژي بر فرآيندي که اين ويژگيها و محتوا ايجاد شده و مديريت مي شود تمرکز مي کند. مقدمه -1 نظريههاي اوليه استراتژي تئوري سازمان صنعتي «پرتر» سه استراتژي عمومي را بهعنوان استراتژيهاي ممکن معرفي ميکند: استراتژي رهبري قيمت تمام شده، تمرکز و تمايز. انتخاب نادرست اين استراتژيها باعث کاهش سود شرکت و بهخطر افتادن موقعيت رقابتي آن ميشود. او در سال 1985 با معرفي مدل زنجيره ارزش تلاشهاي خود را توسعه داد و تلاش کرد که عوامل اصلي مزيت رقابتي را شناسايي کند. مدل وي بر اهميت توجه به اجزاي تشکيل دهنده سازمان در مديريت استراتژيک تاکيد مي کند. همراه با پرتر مطالعات آکادميک ديگري نيز در اين تئوري انجام شد که بر مبناي چارچوب پرتر توسعه يافتند و هنوز توسط مديران بهکارگرفته مي شوند. در حال حاضر ديدگاه مبتني بر منابع، اين تئوري را مورد انتقاد قرار داده و با تاکيد بر اينکه عوامل خارج سازمان هرگز نمي توانند منبع مزيت رقابتي پايدار باشند و اين مزيت بايد از طريق منابع داخلي سازمان بدست آيد در مقابل اين تئوري قرار گرفته اند. ديدگاه فرآيندي در استراتژي رويکرد مبتني بر منابع ويژگيهاي منابع استراتژيک نتيجه گيري
منابع * ديويد، فرد آر. «مديريت استراتژيك» ترجمة علي پارساييان و سيد محمد اعرابي، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1379. _ مجتبي نصيري يار: دانشجوي مديريت صنعتي، دانشگاه تهران |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 5 دی1385ساعت 13:19 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بازده سرمايه گذاري در كشور۱۳۶۹-۷۸ كورش سليماني معمولا سرمايه گذاري با هدف كسب نرخ بازده موردانتظار اتخاذ مي شوند وسرمايه گذاران به دنبال به حداقل رساندن انحراف ناكارا از اين نرخ هستند. از اين رو بحث اصلي سرمايه گذار اين است كه مجموعه يا سبدي از داراييهاي قابل سرمايه گذاري رادرنظر بگيرد كه ارزش فعلي سود خود را به حداكثر برساند. تنوع سرمايه گذاريها به منظوركاهش و ريسك و افزايش بازدهي است . زيرا اساسا تنوع ، باعث به وجود آوردن سرمايه گذاريهاي كارا مي گردد و تغييرات بازدهي ها را حول بازده موردانتظار به حداقل مي رساند. اين تحليل به ما نشان مي دهد كه انگيزه هاي لازم براي علاقه مند كردن افراد به سرمايه گذاريهاي خاص چگونه به وجود مي آيد. طي سالهاي اخير عدم تمايل به سرمايه گذاري در بخش توليدي يكي از مشكلات اصلي كشور بوده به طوري كه باعث روند نزولي رشد اقتصادي كشور طي سالهاي ۱۳۷۵تا ۱۳۷۸ شده و اين نرخ از ۸/۵درصد به ۴/۲ درصد رسيده است . جدا از عدم امنيت سرمايه گذاري در كشور كه يك متغير بسيار مهم در جلب سرمايه گذاريهاست ، پايين بودن نرخ بازده موردانتظار سرمايه گذاري در بخش توليدي نسبت به ديگر فرصتهاي سرمايه گذاري نيز از عوامل مهم است كه باعث گرديده تا افراد سرمايه هاي خود را دركارهاي غيرتوليدي سرمايه گذاري كنند. براي روشن كردن مساله به بررسي روند سرمايه گذاري در بازار ارز، سكه ، مسكن ،خودرو، بورس و سپرده هاي مدت دار طي دوره ۱۳۶۹-۱۳۷۸ خواهيم پرداخت . در اين راستا با به دست آوردن شاخص قيمت هريك از متغيرهاي مذكور روند تغييرات وسودآوري را طي دوره موردنظر محاسبه خواهيم كرد. درخصوص بررسي بازار بورس ، از آنجايي كه شاخص قيمت سهام (TEPIX) و ديگرشاخصهاي خويشاوند آن مانند شاخص مالي و شاخص صنعت در اصل فقط براي سنجش سود ناشي از تغييرات قيمت اوراق سهام طراحي شده و از نمايش روند بازده واقعي اوراق سهام موجود در سبد شاخص يا از نمايان ساختن علت و ماهيت تغييرات قيمت ناتوان است ، به همين دليل معيار مناسبي براي سنجش بازدهي سرمايه گذاري نخواهدبود. از اين رو براي تحليل تغييرات قيمت لازم است از معيارهاي ديگري استفاده شود تا بتواند عوامل تاثيرگذار بر روند قيمت سهام را در بورس نمايان سازد. باتوجه به تاثيرپذيري چشمگير تغييرات قيمت از ميزان سود نقدي تخصيص يافته به هر سهم درپي برگزاري مجامع عمومي سالانه شركتها شاخص جديد قيمت و بازده نقدي سهام (TEDPIX) كه توسط سازمان بورس از سال ۱۳۷۷ محاسبه گرديده و براي سنجش و جداسازي ميزان تاثير عامل مزبور طراحي شده است ، معيار مناسبي براي ارزيابي است . اين شاخص طي سال ۱۳۷۷روند افزايش ملايمي داشته به طوري كه در اين سال شاخص از 08/1653 واحد ابتداي سال به ۸۸/۱۹۱۱ واحد در اسفندماه ۱۳۷۷ رسيده ،اين روند افزايش در سال ۱۳۷۸ بيشتر شده و به ۲۷/۳۲۶۶ واحد رسيده و تا پايان تيرماه سال ۱۳۷۹ نيز شاخص مزبور همچنان افزايش يافته و به ۶۱/۳۷۳۰ واحد رسيده است .اين شاخص بيانگر رشد بازدهي سرمايه گذاري بورس طي دو، سه سال اخير است اما ازآنجايي كه بررسي ما معطوف به يك دوره بلندمدت 1369-1378 بوده و اين شاخص براي سالهاي ۱۳۷۶-۱۳۶۹محاسبه نگرديده از اين رو براي بررسي دقيق تر از شاخص نسبت فعاليت استفاده مي كنيم كه از نسبت ارزش سهام مبادله شده به ارزش جاري سهم به دست مي آيد و يكي از نسبتهاي سنجش درجه فعاليت و توسعه يافتگي به شمار مي رود.متاسفانه اين نسبت در بورس تهران در دوره مورد بررسي پايين بوده و از يك روندكاهشي برخوردار است . همان طوري كه مقدار اين نسبت از ۱۹ درصد سال ۱۳۷۰ به ۷درصد در سال ۱۳۷۶كاهش يافته و در سال ۱۳۷۸با اندكي افزايش به۱۲رسيده است . البته بايد درنظر داشت طي اين مدت سهام بعضي از شركتهاي پذيرفته شده دربورس از رشد قابل توجهي برخوردار بوده است . به عنوان مثال طي سالهاي ۱۳۷۲-۱۳۷۸بازده سرمايه گذاري سهم شركت ايران خودرو ۲۲۰ درصد بوده كه ميانگين آن سالانه حدود ۵/۳۱ درصد است . مع هذا چنانچه فردي در شركت مذكور سرمايه گذاري مي كرد، از سود قابل توجهي بهره مند مي گرديد. در بررسي حاضر براي ارزيابي بازدهي سرمايه گذاري وسائط نقليه بهتر ديده شد. ازآنجايي كه شاخص حمل ونقل ، تركيبي از نرخ عوارض اتوبانها، كرايه حمل ونقل و...است ، به بررسي قيمت خودرو داخلي (پيكان ) پرداخته شود. باتوجه به عدم دسترسي كافي به اطلاعات قيمت پيكان به ناچار بررسي را به دوره ۱۳۷۴-۱۳۷۸ معطوف كرديم .همان طوري كه انتظار مي رفت يكي از سودآورترين كالاها طي سالهاي اخير در كشورخريد و فروش اتومبيل داخلي بوده است . به طوري كه نرخ بازدهي سرمايه گذاري طي اين مدت به طور متوسط ۴/۳۳درصد است و با درنظرگرفتن اين موضوع كه طي همين مدت نرخ متوسط تورم ۸/۲۵درصد بوده سودآوري و سرمايه گذاري در خريد و فروش پيكان در دوره موردنظر بسيار مناسب و بالا بوده است . شاخص فروش مسكن نيز طي دوره 1369-1378 رشد قابل ملاحظه اي داشته به طوري كه اين شاخص از رقم 115 در سال 1370 به 394 در سال 1375 به قيمت ثابت سال 1369 رسيده است . از سال 1373 اين شاخص به دليل اعمال محدوديتهاي ارزي ،رشد قابل توجهي داشته به طوري كه طي سالهاي 1373-75 بالاترين سودآوري وبازدهي سرمايه گذاري معطوف به بخش مسكن بوده است . طي دوره 1374-78 نرخ بازدهي سرمايه گذاري در فروش مسكن به طور متوسط 30 درصد است كه با درنظرگرفتن نرخ متوسط تورم 8/25 درصد سرمايه گذاري در بخش مسكن سودآور بوده است . شاخص ديگري كه به بررسي آن مي پردازيم ، شاخص قيمت يك سه بهار آزادي (طرح قديم ) در بازار است . اين شاخص نيز طي سالهاي 1369-78 داراي نوسان بوده ،به طوري كه اين شاخص از رقم 98 واحد سال 1370 به 1/462 در سال 1378 به قيمت ثابت سال 1369 رشد كرده است . اما بايد توجه داشت اين رشد در دوره موردنظريكنواخت صعودي نبوده و طي سالهاي 1375 و 1376 نسبت به سالهاي قبل از خودكاهش داشته است . نرخ بازدهي سرمايه گذاري در سكه طي دوره 1369-78 به طورمتوسط 22 درصد و در دوره 1374-78 به طور متوسط 16 درصد بوده است . شاخص نرخ ارز نيز در بازار آزاد در دوره موردنظر داراي رشد صعودي بوده وشاخص از 3/121 سال 1370 به قيمت ثابت سال 1369 به 740 در سال 1378 رسيده است . طي اين دوره شاخص فوق به طور متوسط 4/35 درصد رشد داشته است درحالي كه متوسط نرخ تورم درهمين مدت 7/25 درصد است . همچنين شاخص نرخ ارز در دوره 1374-78 به طور متوسط 1/43 درصد رشد داشته كه با توجه به متوسط نرخ تورم 8/25 درصد بيانگر نرخ بازدهي سرمايه گذاري و سودآوري بسيار بالايي است . در بررسي حاضر بازدهي سرمايه گذاري ديگري كه مي توان درنظر قرار داد،سرمايه گذاري در اوراق مشاركت و پس انداز است . باتوجه به اينكه نقدينگي در كشور طي سالهاي 1369-78، 24 درصد رشد داشته است ، اما نسبت اسكناس و مسكوك دردست اشخاص و سپرده ها طي سالهاي مذكور بين 45 تا 49 درصد در نوسان بوده كه بيانگر عدم تمايل افراد به پس انداز است . از دلايل مهم اين عدم تمايل مي توان به مقايسه نرخ تورم بانرخ بهره پس انداز و اوراق مشاركت ، توسط افراد عنوان كرد، چرا كه طي سالهاي مذكورسپرده گذاشتن پول در بانك منجر به كاهش ارزش واقعي پول مي گرديد. با وجود اينكه شاخص تورم طي سالهاي 1369-78 عموما از شاخصهاي ارز،مسكن ، خودرو و پس انداز بالاتر بوده ، اما بررسي فوق نشان مي دهد كه در مقاطعي ازدوره مذكور نرخ سودآوري و بازده سرمايه گذاري در زمينه هاي ارز، خودرو، مسكن بالاتراز نرخ تورم بوده و عملا باعث گرديده تا بازار سرمايه كه نقش اوليه آن تبديل پس اندازهاي افراد و واحدهاي تجاري به سرمايه گذاري توسط واحدهاي اقتصادي است ،به بازاري ناكارآمد و غيرجامع تبديل شود و بالطبع توسعه اقتصادي را نيز با مشكل روبروسازد. نرخ سود سپرده هاي سرمايه گذاري مدت دار
جدول شماره 1:شاخصهاي اقتصادي ماخذ: نماگرهاي اقتصادي شماره 19، مجله نماهاي اقتصادي |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه 12 خرداد1385ساعت 13:45 توسط سعید
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||